شیرین چشمان بارانی

عبارت ' شیرین چشمان بارانی ' در بین وبلاگهای سایتهای وبلاگی جستجو شده و نتایج با ذکر منبع به صورت خ ر بازنشر شده و در این صفحه نمایش داده شده است. در صورتیکه این اطلاعات دارای محتوای نامناسب بوده و یا دارای هر گونه تخلف میباشد بر روی گزینه ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید.
برگ پاییزی  
چشمان تو همین نیم جمله کافی است تا تمام دنیای من را برهم بریزد و زیر و رو کند .چشمان تو تمام قوانین و معادلات دنیا را برای من برهم ریخت .در عمق چشمان تو ولی حسی ست عجیب ..حسی شبیه به خش خش برگ های پاییزی ..و چه بد مرا عاشق کرد تصویر این خش خش برگ های پاییزی در چشمان تو..

درخواست حذف این مطلب
کجایی؟  
مونس باراني من کجایی؟ سکوت را نش تم با اشک باشد که تو بیایی سپیده سر زد و باز نیامد به چشم خو به چشمان خیسم در عشق ن خطایی ترسم از جور و جفای روزگار نامرد بود عاقبت جز مردن نشد زیر لب سوخته هیچ دعایی این طلسم ش تنی بود با بوسه ای از کنج لب تو شعر هم بوی غم گرفت و به سر نیامد ایام ج یه یزدان پاک من فدای چشمان آن دلبر نامهربان شدم رفت و نفس های آ را میکشم در ثانیه های تنهایی ارادتمند؛یلدا بیابانی instagram yalda_bn74      

درخواست حذف این مطلب
سوژه ی هر شاعر(چشمان قشنگت)  
ای که چشمان قشنگت سوژه ی هر شاعریدر شب اشعار من چون ماه تابان ظاهری سحر چشمت عاقلان را پاک مجنون می کندگوئیا چشمان تو آموخته افسونگری بیت های شعر من مست نگاه مست توستگشته ای بانوی زیبای غزل در دلبری عشق تو شوری به پا سازد به جان عاشقانای که در عاشق کشی همچون گذشته ماهری گیسوانت مثنوی ، چشمان زیبایت غزلاز رباعی و دوبیتی و قصیده سر تری این همه از چشم تو گفتند هردم شعر نوشعرهای عاشقانه یا که اشعار دری شاعران هر چند در وصفت غزل موزون کنندباز در ا

درخواست حذف این مطلب
چشمان بارانی بد است  
  خنده کن ای ماه این چشمان باراني بد است  شانه ها را خم مکن سر در گریبانی بد است تا توانی از حصار سر د غم بیرون بیا زندگی در پشت این دیوار سیمانی بد است از نسیم بوی لیلا تا دم سحرا پر است ناله پیش گلهای بیابانی بد است ای زلیخا ماه را دریاب تا مهتاب هست بیخودی در چاه باشد ماه کنعانی بد است از غم و افسانه شيرين گل دانسته ام گرچه شيرين است شيرين عشق توفانی بد است پادشاهی در جهان خوب است اما همچنان با فقیر ومردمان خسته سلطانی بد است موسی عباسی مقدم

درخواست حذف این مطلب
درگاه شعر ملل/لویی آراگون/درج حسین سعیدی  
شعری از لویی آراگون\-چشمان‌ تو چنان‌ ژرف‌ است‌ که‌ چون‌ خم‌ می‌شوم‌ از آن‌ بنوشم‌ همه‌ی‌ خورشیدها را می‌بینم‌ که‌ آمده‌اند خود را در آن‌ بنگرند همه‌ی‌ نومیدان‌ جهان‌ خود را در چشمان‌ تو می‌افکنند تا بمیرند...چشمان‌ تو چنان‌ ژرف‌ است‌ که‌ من‌ در آن‌، حافظه‌ی‌ خود را ازدست‌ می‌دهم‌.این‌ اقیانوس‌ در سایه‌ی‌ پرندگان‌، ناآرام‌ است‌ سپس‌ ناگهان‌ هوای‌ دلپذیر برمی‌آید و چشمان‌ تو دیگرگون‌می‌شود تابستان‌، ابر را به‌

درخواست حذف این مطلب
چشم  
تقصیر دلم بود که چشمان تو را خواست این سر به هوا مثل خودم عاشق دریاست درگیر نگاهت شد و تا بام تو پر زد بیچاره ندانست که این اول بلواست شاعر شد از آن روز که چشمان تو را دید این ولوله در شعر من از چشم تو ب است چشمان تو آمیزه ای از شور و ترانه است آنجا که غزل نیز فراگیر و مهیاست ناز تو نیاز دل دیوانه ی من شد من شاعر چشم تو که بی وقفه تماشاست آنقدر مرا در نفست جای بده که این از نفس افتاده بگوید که است جرم تو که نیست این همه من عاشقت هستم تقصیر دلم بود که

درخواست حذف این مطلب
دلتنگم  
پاییز فصل هزار رنگ... فصل فرار از بیرنگی و تک رنگی ؛ چند روزی است قدم بر چشمان زیبای دنیا گذاشته است... هوا رو به سردی است؛ پرندگان مهاجر نقشه راه میکشند و اماده کوچ...  و من دلگیرم از پاییز...   دلگیرم از تو و از خودم ؛ از نبودنت... امشب دوباره به یادت خواهم گریست ؛ چشمان خیسم دیدار تو را تمنا میکنند.... و تو... و تو تکیه بر رخش ایستاده ای و سمتی دیگر را می نگری.... انصاف است؟؟؟  انصاف است که چشمانم در نبودنت گریانند و چشمان تو ز شوق رفتنم خندان؟؟     

درخواست حذف این مطلب
داستان من و چشمان تو  
داستان من و چشمان تو، داستان پسرکیست که هر روز غروب پشت شیشه دوچرخه فروشی می نشیند و از پشت شیشه دوچرخه ای را می بیند که سال ها برای خودش بود با آن دوچرخه تمام کوچه های شهر را می گشت، از کنار رودخانه آواز کنان عبور می کرد.سر بالایی ها را با همه ی قدرت رکاب میزد و در س ایینی ها، دستانش را باز می کرد، از میان سرو ها و کاج ها می گذشت و بلند بلند می خندید.داستان من و چشمان تو، داستان آن پسرک و دوچرخه است...پسرکی که حالا پشت شیشه دوچرخه فروشی در خیالش رک

درخواست حذف این مطلب
چشمان ایهام  
تا جهان در کار وصف نام توست چشم من بوسه پرست کام توست نرگس این آسمان حیران چشمان تو شد کار دل دانستن چشمان پر ایهام توست آنچه این چشمان دل را عاشق عشق تو کرد خستگی صورت و آن چهره آرام توست بیدل عمری را به سر کرد بی نگار روی تو وقت دیدن می دهم جانی که از من وام توست

درخواست حذف این مطلب
در ساحل چشمان تو...  
من در ساحل چشمان تو عشق را دیدم باور فرق داری با بقیه برایم آن هم درست زمانی که رو به رویم دریای پر تلاطم بود... من تو را وقتی که اطرافم پر بود از صدف های مرده برایم خواستم اما افسوس تو ندیدی... تمام باورم را اب کردی \#نفس\#

درخواست حذف این مطلب
سلام عزیز من!  
  در حال احتضار، و در روزهای باراني این نامه را می نویسم و به دستان باد می دهم تا هنگامی که از لای موهایت عبور می کند در گوشهایت کند. این روزها باران به شدت مرمی های دهه ی هفتاد می بارد و مرا یاد آنروزهای که باهم بودیم می اندازد؛آنروز باراني که باهم بودیم و پشت پنجره صدای گوش نواز باران شرشر ناودان ها را می شنیدیم و به موجهای که قطره های کوچک باران روی آب نازک روی کاشی حویلی ایجاد می کرد خیره شده بودیم، و یک نفس عمیق می گرفتیم و چشمان مانرا می بس

درخواست حذف این مطلب
عندلیب باغ عشق با من سخن بگو  
  ای عندلیب باغ عشق بیا و در این انزوا با من به سخن بنشین با آوای دلنشینت نوازش کن قلب پر دلهره و اندوه مرا بگذار شيرينی کلامت در هم شکند قفل بسته ی لبانم را تا با تو به پرواز در آیم لحظه ای با من باش در آغوشم گیر تا جان بگیرد تن به خواب رفته ام و سو بگیرد چشمان باراني ام که هزاران سال است در امتداد نگاه تو به انتظار نشسته است  

درخواست حذف این مطلب
هیچکاک  
لب این پنجره ها اسم تو را داد زدمطعنه به عشق و به تنهایی فرهاد زدم با نگاه تو از احساس تو شرمنده شدمهمه تن اشک شدم، آ سر خنده شدم بی تو تنهایی چشمان تو را فهمیدمبی تو هر لحظه خودم را به جنون بخشیدم ننشستم که ببینم چه ی می آیدرفتم و دیدم از این عشق بدم می آید نشد از تو به تو دستم برسد، ناله شدمپیله به غمت «یکدفه» پروانه شدم تب تو توی سرم خورد و زمین خورد دلمبی تو از دوری چشمان تو می مرد دلم چشم را روی شب خاطره هایم بستی می دادم و تو دست مرا می بستی ف

درخواست حذف این مطلب
داستانی چشمان یک عبور  
داستانی چشمان یک عبور به نویسندگی و کارگردانی احمد غلامی در استان ایلام تولید گردید .  در این داستانی حسین سعادتی ،محمد حسین غلامی ،کیانور رحیمی ،حسین عباسی و کرم پیروزه نقش افرینی د . چشمان یک عبور روایت دانش اموزانی است که قربانی بمباران هوایی سال 1363 شدند . این داستانی به تهیه کنندگی احمد غلامی در انجمن سازمان بسیج هنرمندان ایلام تولید گردید .  

درخواست حذف این مطلب
.:: ...  
در الست بود که عشق را بر لب ما ریختند عهد و پیمان بلا بر گردن آویختند زان سبب که عشق را با وصال بیگانگی است جمله عشق و رنج و بلا را در هم آمیختند من که عشق را از شیر مادر پیشتر چشیده ام جام شيرين بلا را ز چشم نرگس نوشیده ام چشم تو سرچشمه آب حیات و زندگی است من که جز چشمان تو خیری از عشق ندیده ام

درخواست حذف این مطلب
ش ته ام دلی ...  
ش ته ام دلی که داده عادتم به عاشقی ولی به یک خیانتم ش ته ام دلش... چشمان عاشقش... یک لحظه یک هوس عهد مرا ش ت وای از دلی که چشم بر این هوا نبست دل در پی هوس... با یک نگاه مست... غافل شدم یک لحظه قلب عاشقت ش ت واااای بر من.... واااای لعنت به من که عهدی که بستم، ش تم چشمان خود را به روی هوس نبستم شیشه ی عمر عشقت چه آسون ش تم

درخواست حذف این مطلب
الهم عجل لولیک الفرج  
سلام علی آل یاسین...   یوسف من ها که میگذرد بوی ظهورت می آید ودگرباره ندبه ات را خواهیم کردبه امیدی که بیایی... باز ای دیگر گذشت وآسمان چشمان منتظران عاشق درفراق محروم ماندن ازدیدن معشوق ابری وباراني شد.دردلهای مضطربشان غوغایی ب ا شد وبازداستان همیشگی فراق وآه وسوز دل. مهدی جان آسمان دلم باراني سفر طولانیت شده وچقدراین باران زیباست،چراکه هرقطره اش بوی تورا می دهدبوی خوش گل یاس و بوی گل خوشبوی نرگس... الهم عجل لولیک الفرج ماس دعای فرج majnoonemahdi tel

درخواست حذف این مطلب
گلچین شعر های کوتاه 49  
بر چشمان منقدم بگذار تو، هوای باراني رادوست داری…بلور اشرف           خنده‌ات صبح روز تعطیل است،وسط روزهای پرکاریخنده‌ات چند ثانیه مکث استتا بفهمم که دوستم داری علی نجاتی           تنهایــے آرام و بی صدا در روح ات رخنه می کندبی آنکه ی ببیندبی آنکه ی بفهمدحتـــے خود آن ی که به تنهایی ات کشانده است..... س ر هاکا           گاهی بهشت، زیر قدم های دختر استوقتی کویر قم به قدومت بهار شد رضوان باقری           یک تناقض این وسط بین من و مرداد هستنیمه‌ی مردا

درخواست حذف این مطلب
یک روز می بینی که چشمان تو هم زیباست  
  گفتم که شاید درد از این با هم نشستن هاست برخاستی ، رفتیّ و آتش از دلم برخاست   آواره ام ، برگرد، در من قصر شيرين است یک تکه از خاک وجودم خانه ى لیلاست   چشمان من خاصیّت بخشندگی دارند یک روز می بینی که چشمان تو هم زیباست   چیزی نگو ، امشب صدا را باد خواهد برد حسی که در دل داری از پیراهنت پیداست   من خسته ام ...عمری ست یک دیوانه در قلبم سر می زند بر سنگ و می پرسد ی اینجاست؟   من عاشقم ، او نیست ، اما هر دو تنهاییم من بی خودم تنهایم و او با خودش تنهاست 

درخواست حذف این مطلب
درد سر عاشقی  
عاشقی درد سری بود که نمی دانستیمآ ش خون جگری بود که نمی دانستیم همدم عشق بجز ساغر و مستی و جنونحاصلش بی خبری بود که نمی دانستیم چشمه وصل ننوشید لب تشنه ز یارچون سراب گذری بود که نمی دانستیم عاقبت زخمه جادو ز دو چشمان سیاهاشک و چشمان تری بود که نمی دانستیم گرچه بر دل اثر داغ شقایق بنشستدر فراقش ثمری بود که نمی دانستیم عاشقی گرچه تبش سوخت همه عمر،مراچون نسیم سحری بود که نمی دانستیم \#آنجلا 95 3 3 https telegram.me angella_sher

درخواست حذف این مطلب
نقاشی غزل  
نقاش نیستم من ولی، ناز نگاه ات میکشمروز و شب نقش تو را پیدا پنهان میکشم نقش تو زیباترین ع من است زیبای منچهره ات را نازنین چون ماه تابان میکشم رنگ چشمان ات سیاه ، همتای رنگ عاشقیناز چشمان تو را هم شکل پاکان میکشم می رسد نوبت به پیشانی ، چه کار مشگلیبخت و اقب بلند ، چون قله ها ،آن میکشم ابروانت را کمانی ، تیز و بران همچو تیغقد و قامت همچو سرو،مست ُغزلخوان میکشم مهر تو دریا و عشق ات ساحل آرامشماز برای قلب تو مهرِ فراوان میکشم میزنم بر سیم آ میشوم

درخواست حذف این مطلب
به دریا می‌زنم شاید به سوی ساحلی دیگر  
به دریا می‌زنم شاید به سوی ساحلی دیگرمگر آسان نماید مشکلم را مشکلی دیگرمن از روزی که دل بستم به چشمان تو می‌دیدمکه چشمان تو می‌افتند دنبال دلی دیگربه هر دل ببندم بعد از این خود نیز می‌دانمبه جز اندوه دل کندن ندارد حاصلی دیگرمن از آغاز در خاکم نمی از عشق می‌دیدممرا می ساختند ای کاش از آب و گلی دیگرطوافم لحظه‌ی دیدار چشمان تو باطل شدمن اما همچنان در فکر دور باطلی دیگربه دنبال ی جا مانده از پرواز می‌گردممگر بیدار سازد غافلی را غافلی دیگر \#

درخواست حذف این مطلب
...  
قبل از اینکه به پایش جرم بنویسند با اشک هایی که نریختم غسل دادم ش تا پاک و بی گناه بمیرد دفترم را می گویم . . . ........................................................ مادرم یست که در اوج نداشتن ها  همه چیز می شود برایم  معجزه را باور دارم  باور دارم مادرم را . . . فقط گاهی  کافر میشوم  وقتی به چشمان خسته م نگاه میکنم  به خدا کافر میشوم  وقتی به چشمان مادرم نگاه میکنم . . .  ..........................................................................

درخواست حذف این مطلب
تلخی آ ین خداحافظی  
حکایت هر روز من است آشفتگی و مستی قدم زدن با چتر غم در  سردترین خزان چشمان عسلی بی هدف نفس کشیدن در کوچه های خیس و باراني بدنبال ستاره ای برای رهایی  از ظلمت تنهایی قصه ی غم انگیزیست شرح حال من در ایام دلدادگی محکوم شدن به مرگ تدریجی برای جرمی شبیه عاشقی نفس های ا را هم در هوای چشمانت میکشم این هم شعری با نام تلخی آ ین خداحافظی ممنون از حمایت شما دوستان یلدا بیابانی instagram yalda\-bn74  

درخواست حذف این مطلب
بالغ زن / شاعر و ترانه سرا نگار منوچهری  
 باران اجابت چشمان من است  و حرف های تو  اگر که بال هایم ش ته نبود  این پاییز به سفر می رفتم  چونان که مرغان مهاجر به سفر خوانده می شوند  پرواز را مسیر شهر نا کجای ذهنم می دانستم  چه بی پروا  پرواز را دوست دارم  آسمان آبی  ابر ها رنگین کمان شده اند  بالغ زن  به شه بالغ بین   نه شهر باراني آدم های کودن که پرواز آرزوی نزدیک آسمان پرندگان مهاجر خواهد بود .

درخواست حذف این مطلب
آشنا (۳)  
        آشنا   ۳   آشنا از پیش رویم رفت و دل بی یار ماند خصم با تیغ ستم ،  در عرصه ی پیکار ماند رنج ها دیدم من از این دوستان نیمه راه ؛ ای بسا نا آشنا تا لحظه ی دیدار ماند من از این مامردمان ، نامردمی ها دیده ام آشنا ، آن که در چشمان من چون خار ماند کشتی امّیدم از این قوم بد بر گل نشست  روح من از این ریاکاران بد ، بیزار ماند تا نریزد خون من این قوم صد رنگ دورو ؛ از سر شب تا سحر چشمان من بیدار ماند آمد و در بی نیازی پیش روی من نشست ؛ لیک در وقت نیازم رفت و

درخواست حذف این مطلب
دوستت دارم  
دوستت دارمآنگونه که باراني از اشک با بردن نامتاز گونه هایم سرازیر میشود. میخوانمت به مانند نجواهای سو ک کولیان دربه در . می پرستمتهمانند عشق مریم به . میخواهمتهمچون کتاب های فروغ و سهراب. و سرآ این قلب ش ته رابا کولباری از بغض های مردانهو پینه های سربسته برای تو کناری گذاشته امهرزمان درد عشق راتوانستی با دل و جان پذیرا باشیتقدیمت میکنم... تقدیم به ی که بوی تنش و چشمان دریایی اش تنها آرزوی بی فرجام زندگی من است.. \#بهزاد_پورقربان

درخواست حذف این مطلب
شکوه عشق  
شرر می‌بارد از چشمت از آن چشمان مخمورت بگو نازک دلا تا کی نشینم بر سر راهت نگاهی بر من خسته شوم چاکر به آستانت شود روح و تنم عاشق زعطر خوب گیسویت اگر از خود برانی تو کنم سجده به درگاهت ز شوق بودن با تو شوم اشک دو چشمانت بهار آرزوی من نگاه گوهر افشانت مستی‌ام باشد لبان مُسکرافشانت بده ساقی میِ نابم از آن شهد فراوانت بدان بی‌ می‌گویم شوم مست تو و عشقت تنم خسته مرا برگیر کنم جانم به قربانت اگر آسوده‌ای بی‌من شوم گریان و نالانت وگر آسوده‌ای با

درخواست حذف این مطلب
وطن عزیزم خاکت سرمه ی چشمان من  
    من از دیار مهر بانی ها می ایم و با مهر با نی ها عجین شده ام مهر بانی در رگ و پی من جاری شده است از همان ابتدا چون که  از دیار مردان گرد و شیر دل هستم نژاد از راست قامتان و دریا دلان این مرز و بوم دارم من وارث تمام افتخارات این دلیر مردانم  خون پاکشان در رگ های من جاری هست تا جان در بدن دارم خوب می دانم که من با کوه های سرزمین بلند نام خود  همزادم  صبوری  دار و درختان وطنم در مقابل تند باد حوادث را با جان و دل شنیده ام من زلال آبی آسمان را در آسمان

درخواست حذف این مطلب
من تورا از پشت چشمان بسته ام دیدم  
.خوب خوبمهیچ دردی ندارماینجا سرزمین غریبی استنمی توان آن را شناختبایدآن را زندگی کرددلم می خواهد همیشه اینجا بمانمعطر بهار نارنج درباغ بیداد می کندنمی بینمشامّاصدایش مرا با خود می بردعاشقم می کنددلم تنگ استدلم برای دیدنش تنگ استکی رخ می نماید ؟نمی دانم آن هنگام که عطر بهار نارنج در آن کلام مقدس پیچیدمن تورا از پشت چشمان بسته ام دیدمخوبی های تو را و لطف تو رابهار نارنج را به نسیم بسپارو اگر خواسته ام را خواستی کتاب را به نشانه ی عهدی میان م

درخواست حذف این مطلب
باران و تنهایی....  
امشب از اون شباست ... دعوت شدیم تو یه باغ ویلا تو جنگل های آمل ... یه خونه خیلی قدیمی تو یه باغ چند هزار متری ... و آسمون بارونی ... بی هیچ تردیدی زیبایی افسونگری داشت که  کمتر ی از آن بهرمند است اما  اما ...به عقیده ام بهشت برین هم که باشد برای قلبی .. که نا شاد است ...زیبایی نخواهد بود ... آرزو می کنم قلب همه شاد باشد ... اگر هم نان خالی و سقف پوشالی داشته باشند.. ........ همه باران های شمالی می شوند یاد آور دلتنگی اگر که دستهاست نباشد ردیف دستان من... و تمام زیبا

درخواست حذف این مطلب
امشب ازهفت آسمان شاه شکارم کرده ای  
امشب ازهفت آسمان شاه شکارم کرده ایعمری اندر کوی جان چشم انتظارم کرده ایدر نظرگاه نگاهت  من به دام افتاده اماندرآن برق نگاهت غصه دارم کرده ایماه گردون جلوه رخسار ماهت رشک بردازچه رو باز اینچنین رسواوخوارم کرده ایناوک مژگان تو تیرخدنگی بر دلمهاشه لله لحظه ای زیباشکارم کرده ایسوختی جانم به هر ناز و کرشمه هر زمانهمچو خا تر مرا طوفان سوارم کرده ایهمچوهندو آمدم بر  معبد چشمان توآیه ای خو سپس کافر تبارم کرده ایدین من چشمان تو گردیده در شعر وغزل

درخواست حذف این مطلب
شما چقدر به چشمان خود اطمینان دارید؟  
شما چقدر به چشمان خود اطمینان دارید؟   \#شفیعی_مطهر شما چقدر به چشمان خود اطمینان دارید؟ آیا آنچه را که چشمانتان می بیند، باور می کنید؟آیا از ترفندهایی که امروزه به وسیله فتوشاپ انجام می دهند ،چقدر آگاهی دارید؟البته دیدن با چشم عین الیقین مطمئن ترین طریق شناخت است.اما با این ترفندهای جدید این مطمئن ترین ابزار شناخت نیز مورد تردید قرار گرفته است. من نمی گویم این مطمئن ترین وسیله شناخت را هم از دست بدهید یا به آن بدگمان شوید . بلکه می خواهم ا

درخواست حذف این مطلب
عشق یعنی  
عشق یعنی که به شوق تو به صحرا بزنمبه هوای دل پاک تو به دریا بزنم عشق یعنی بشوم آهوی آواره‌ی توبدهم دل به صدای خوش نقاره‌ی تو عشق یعنی طپش این دل باراني منلطف پیدای تو و گریه‌ی پنهانی من و خدا خواست که از دست تو درمان برسدخواست تا عطر علی‌ش به اسان برسد یا رضا گفتم و وا شد به نگاهت گره هاچه خبرها که رسید از دل این پنجره ها یا رضا گفته و بینا شده چشمان ییا رضا گفته اسیری که به دادش برسی عشق یعنی به هوایت گذر از دامن و دشتعشق در شوق سلامی ست، سرِ س

درخواست حذف این مطلب
گل رعنا  
ای گل رعنای پر از راز و نازسرو تمنای به هستی فراز ای که ربودی تو قرار از جهانبا رخ و گیسوی و دو چشمان ناز در پی تو جمله ی هستی روانبر قدمت خاک جهان در عشق به آهنگ و سرود و نواگشته به موسیقی زلف تو ساز لشکر داوود و سلیمان دهرخاک نشین در تو بر نیاز لاله ی شيرين چو لبانت کجاستیا چو دهان عسلین تو راز؟ هر که ز باغ لب تو غنچه چیدیافته بر گلشن رضوان جواز ای پری و ای پری و ای پریای تو سر دلبری و دل نواز ای گل نار خوش سولماز عمرای که به لبخند تو من زنده باز م

درخواست حذف این مطلب
غزل می‌ریزد از چشمان آهویی که من دارم  
  غزل می‌ریزد از چشمان آهویی که من دارم به چین گیسویش مُشکِ غزالان ِ خُتن دارم   چنان بی‌ت ‌ام را در تب و تاب است هر شب تب که بالاپوشی از آتش ، به جای پیرهن دارم   بهای بوسه‌اش را نقدِ جان می‌آورم بر لب در آن شب‌ها که تنها ، جان شيرين را به تن دارم   به قول منزوی زن‌ها شکوه و روح می‌بخشند تو را چون خون به رگ‌هایم و چون جان در بدن دارم   تو بی‌شک مهربان‌تر هستی و بسیار زیباتر از آن تعریف زیبایی که از مفهوم زن دارم   غزل‌هایم بلاگردان این یک ب

درخواست حذف این مطلب
  
آخرین وبلاگهای به روز شده
وبلاگهای اتفاقی
اخرین جستجو ها
گوید زندگی ماهگی ملافه دوست رسیدم دوست دارم امروز رسیدم مقایسه ازمون تیزهوشان با نمونه تی تعریف جدید بهینه سازی سایت اجاره سوئیت مبله در تهران the mule اقبال به قندی‌ها و ساختمانی‌ها در بازار منفی کابوس فاصله کابوس تسلیت ایام محرم ، تاسوعا و عاشورای حسینی انواع آزمون z xhorseshop official blog xhorse mini vci toyota tis cable feedback تولدت مبارک عشقم شهریور امسال english idioms اس ام اس ماه محرم به علاوه ع محرم dark night free fire فرمت خام و تیپ قرارداد اجرای پروژه ساختمانی تلخ عین قصه هایش wherever i may roam led verta 200 w ú©øªø§ø¨ engineering principles نمایندگی یخچال فریزر الکترواستیل در شبستر معنی اعداد سنگرسازان بی سنگر 7 تاکتیک حیاتی بهینه سازی گوگل قیمت 159 میلیون تومان فاز یک–مجتمع سروستان شهر جدید سهند quick print dragon bird cat activate beenerd پیشینه ومبانی نظری تحقیق خو شاسازی kauai m age جدید فریان آهنگ جدید آهنگ توجه آشنایی با انواع پاک کننده ها و شوینده های فرش word seek hd hardware monitor remote طرح تعالی متوسطه دوم سال تحصیلی شیکاگو روز دوم و سوم و چهارم شکل طلسم طرطبه کبوتر پلاکی فروشی امیدیه اغاجاری میان کوه تا بی نهایت how to activate xhorse vvdi2 full mqb for free ایر واشر خانگی the leakers yandere simulator afrikaans swahili dictionary cheap nfl jerseys daniel said quot blogger network اتاقی هتل و اشنای با انواع آن christmas wholesale nfl jerseys online speed payback فولاد call recorder galaxy gl go launcher theme قرمز مادون مادون قرمز توسط سنسورهای نقاط موبایل تعمیرات تبلت جلسه تعمیرات موبایل the name of asafoetida باطری تعمیرات آموزش تبلت جلسه تعمیرات موبایل آموزش تعمیرات آموزش تعمیرات موبایل تعمیرات آموزش میکروفون تبلت موبایل تعمیرات موبایل آموزش تعمیرات تبلت جلسه آموزش تعمیرات موبایل cheap jerseys china free shipping materials layered with layered materials dislocation theory explain dislocation help explain effect ripplocations explain dislocation theory help explain dislocation ripple effect ripplocations کد و شبکه سوم سیما irib tv3 راهنمای کامل و سفر به تایلند، قسمت اول jersey said cheap caseko 20 حقه‌ای که استفاده از گوشی هوشمند و کامپیوتر شخصی را لذت بخش‌تر می‌کند فایل فلش ترمیمی و رام رسمی ۴ فایل سامسونگ galaxy s duos s7562 wikimedia incremental dump files for the romanian wikisource on april procrastination love story nfl jerseys supply showtime jgtk h id hxghuhj cheap jerseys free shipping circimstance creed odisey good morning جزیره زیبا جزایر سیمیلان استیماچ من خودم را عضوی از باشگاه و خانواده استقلال می دانم دانستنی هایی درباره ایدز لازمیم لازمیم گاهی مقدمه ای کوتاه درباره راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی 9 نکته درباره اتاق مطالعه نبوی سیره اداری نظام کتاب نظام اداری حمید کتاب نظام خلاصه کتاب حمید زارع re hidden spy rasma01 اولین گوشی دو سیم کارته اپل و نحوه کارکرد با آن 2212 کشف دم دایناسور صد میلیون ساله در سنگ کهربا پنجم مرداد نود و هفت خاطره بد عاشقی فانوس سرماخوردگی تابستانی روغن نارگیل اصل رفع زودترک لب
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
کلیه فعالیتهای وبلاگ724 تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد. تمامی اطلاعات، خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت ها و وبلاگهای فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و وبلاگ 724 هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد. در صورت مشاهده هر نوع تخلف یا محتوای نا مناسب بر روی دکمه “درخواست حذف وبلاگ” در آن صفحه کلیک نمائید.
All rights reserved. © weblog724 2012-2017 Run in 1.053 seconds
RSS